«جریان اصلاحات از دو طرف ضربه شدیدی خورد؛ یکی حذف عناصر رده اول اصلاحات، بهطوری که پروندهای زیر بغل اغلب آنها گذاشتند و با این روش یا بازداشت شدند یا ردّ صلاحیتشان کردند و بر این اساس مجبور شدند نیروهای دست دوم و سوم خود را وارد گود کنند. اما جریان اصلاحات یک ضربه هم از درون خورد به این معنا که یک عده فرصتطلب به جای اینکه برای مردم کار کنند فقط به فکر حفظ قدرت و تکیه زدن بر منصبها بودند برای همین به محض آنکه بر این کرسیها تکیه زدند، یادشان رفت با حمایت جریان اصلاحات روی کار آمدهاند. »
او میافزاید: هرچند اصلاحات از داخل هم ضربه خورد اما با این وجود ضربهای که حذف نیروهای اصیل به این جریان وارد کرد، قدرت بیشتری داشت. در حقیقت ۹۰ درصد افت اصلاحات نتیجه حذف مهرههای اصلی در جریان اصلاحات بود و ۱۰ درصد باقیمانده مربوط به این است که به هر حال افراد وقتی به قدرت میرسند خود را گم و فراموش میکنند چطور به اینجا رسیدند و قرار بود چه اهدافی را دنبال کنند.
*ما هم با آقای خرّم موافقیم که بازداشت و ردّ صلاحیت عناصر رده اول جریان چپ به دلیل حضور جمعی در فتنه سال 88 ضربه بزرگی به چپهای ایرانی زد.
ضربه بزرگی که بعید است آسیب آن به این زودی و حداقل تا چند نسل فعلی رفع شود.
انگشت شماتت این رخداد نیز به سمت کسی غیر از خود ستادیهای اصلاحطلب و معاریف این جریان دراز نیست.
کسانی که در فتنه سال 88 با تصور اینکه کار نظام تمام است؛ از صدر تا ذیل در مراکز فرماندهی فتنه حضور یافتند و با اخذ شعارهایی مثل نظام اسلامی آفت زده است، باید به مقاومت –در خیابانها- ادامه داد، نظام باید عذرخواهی کند، احمدینژاد رئیسجمهور نظام است نه مردم و "به خیابانها بیایید"... جایگاههای خود را در "فردای براندازی" میساختند اما تیرشان به سنگ خورد.
مردم ایران هنوز تصویر دادگاههای سال 88 را به خاطر دارند که چگونه بزرگان جریان چپ و کسانی که روزگاری در همین کشور نایب رئیس مجلس بودند، وزیر بودند، مشاور رئیسجمهور بودند و حتی کار امنیتی کرده بودند؛ با لباس مجرمین در محکمه حضور یافتند و به جرم خود در قبال فتنهگری علیه مردم و نظام اسلامی اعتراف کردند.
و بدیهیست که این ضربه کمی نیست...
نکته محل تأمل و آنچه که در حرفهای خرّم بدان اشاره نشده اما اینست که اولا مقصر این رخداد "هسته سخت جریان اصلاحات" است نه کس دیگر! زیرا کسی در ساختار نظام، راضی به حذف چپها از ساحت سیاسی ایران نیست.
و ثانیا نوشداروی این آسیب 90 درصدی چیزی جز "توبه و عذرخواهی رسمی" از مردم و نظام اسلامی نیست.
توبهای که اگر صورت نگیرد؛ به مثابه وزنهای قفل شده بر پای یک مغروق دریا؛ تاب و توان را برای همیشه از اردوگاه اصلاحات خواهد برد.
برخی محافل تحلیلی از این میگویند که هسته سخت اصلاحات، درس لازم را از رخدادهای سال 88 نگرفته و به فکر طراحی یک رویداد جدید در چارچوب "سیاست خیابانی" است...