درباره پایین بودن شاخص نشاط اجتماعی یکسری سنجش ها را هم موسسات بین المللی انجام داده اند که بر اساس نتایج این تحقیقات مردم تهران جزو خشمگین ترین ها و غمگین ترین ها در سطح شهرهای جهان معرفی شده اند.
وی در عین حال به این نکته هم تصریح می کند که: البته در بررسی های موسسات بین المللی، دسترسی های این موسسات به جامعه ایرانی محل سوال است که اطلاعات آنها بر چه اساس جمع آوری شده اند و بعد هم اینکه مثلا شادکامی یا خرسندی بر اساس چه الگویی سنجیده می شود. اما به هر حال نمی توان انکار کرد که جامعه ما با مشکلات جدی در این زمینه روبه روست!
*چیزی که فخاری تحت عنوان «موسسات بین المللی» از آن یاد کرده است، NGO ها یا برخی گروه های غیر رسمی هستند که مقولات اعلامی توسط آنها نیز نوعا بر اساسنظرسنجی تلفنی، پایش ادراکی و بر اساس شاخص های تعریف شده از سوی خود این گروه ها صورت می گیرد.
مسئله قابل تأمل تر اینست که شاخص های اعلامی از سوی این گروه ها دقیقا در ذیل خواسته های مدعیان قدرت و ثروت در جهان تعریف می شود و فی المثل با اینکه هر سال نزدیک به ۳۰ هزار نفر در آمریکا با سلاح گرم کشته می شوند و با اینکه نظامیان آمریکا بیشتر از آنکه در جنگ ها بمیرند بر اثر خودکشی می میرند! اما هیچگاه مشاهده نمی شود که این نهادها تصویری غیر از «بهشت» از ایالات متحده ارائه کنند و یا مثلا گویا اسلحه و هزاران کشته سالانه در آمریکا از نظر این به قول فخاری «موسسات بین المللی» ربطی به مقوله خشونت ندارد!
به سخن دیگر اینکه بر اساس نتایج اعلامی این موسسات، ایران اسلامی یکی از ناامن ترین کشورهای جهان نیز هست. همان طور که بر طبق اعلام آنها فاسد ترین، منزوی ترین، دارای بدترین نوع حکمرانی، دارای پایین ترین سطح امید به زندگی و غیره نیز هست...
این حقیقت در کنار غیر رسمی بودن و ادراکی بودن شاخص های علمی این موسسات بایستی حتما مد نظر تحلیلگران، پژوهشگران و فعالین سیاسی کشور قرار داشته باشد.