آخرین تعریف جهانی از توسعه، دیگر توسعه را صرفاً رشد اقتصادی یا انباشت سرمایه نمیداند. در ادبیات معاصر توسعه — از جمله در پارادایم نوین «توسعه دادهمحور» که در سال ۲۰۲۶ مطرح شده — توسعه بهصورت «تغییر تدریجی یا بهبود در بهزیستی انسان از طریق رویکردهای چندوجهی، از جمله ارتقای زیرساخت، تجارت و سرمایهگذاری، دسترسی به کار شایسته، توسعه مهارت و شمول اجتماعی» تعریف میشود. در این نگاه، مهارت نه یک ابزار فرعی، بلکه یکی از ارکان اصلی و مبنای توسعهیافتگی است. چهار ابزار میتواند ما را در این مسیر همراهی کند: شبکهسازی، مهارت، کار جمعی و رقابت.
نخستین ابزار، شبکهسازی است؛ هیچ مهارتی در جزیره تنهایی شکوفا نمیشود. شبکه، رگ حیات دانش، بازار، فناوری و فرصت است. مازندران با دارا بودن ۱۳ محصول کشاورزی رتبه نخست کشور — از برنج و مرکبات تا گوشت سفید و درختچههای زینتی — و میزبانی روزانه حدود شش میلیون نفر که در پایان هفته به بیش از هشت میلیون نفر میرسد، ظرفیتی بینظیر برای شبکهسازی دارد. اما این ظرفیت تا زمانی که با صنعت، دانشگاه، اصناف و بازار کار شبکه نشود، در حصار میماند. مازندران با ۸ درصد ارزش افزوده کشاورزی، ۱۳ درصد صنعت و ۷ درصد خدمات کشور، جایگاه هفتم تولید ناخالص ملی را در اختیار دارد؛ حفظ و ارتقای این جایگاه بدون شبکهسازی میان آموزش فنی و حرفهای و بخشهای اقتصادی ممکن نیست.
دومین ابزار و در حقیقت قلب این چهارگانه، مهارت است؛ مهارت، پل میان آموزش و اشتغال، میان علم و ثروت، و میان فرد و جامعه است. در اقتصاد دانشبنیان، مزیت پایدار از آن ملتهایی است که مهارت را به فرهنگ، و نظام آموزشی را به زیستبوم مهارت تبدیل کردهاند. در مازندران، سالانه به طور میانگین ۱۱۰ هزار نفر در بخش دولتی و خصوصی آموزش مهارتی میبینند. در دوره اخیر، بیش از ۲۰ میلیون نفرساعت آموزش مهارتی به ۱۹ گروه هدف در استان ارائه شده است. همچنین ۲۱ مدال در مسابقات ملی مهارت کسب شده که نشاندهنده ظرفیت بالای جوانان مازندرانی است. تجربه جهانی — از جمله مدل دوگانه آلمان که نرخ بیکاری جوانان را به حدود ۵ درصد کاهش داده — نشان میدهد تلفیق آموزش با محیط واقعی کار، مؤثرترین مسیر اشتغالپذیری است؛ مسیری که مازندران آن را بهعنوان یک الگوی بومیسازیشده در پیش گرفته است. مهارت، سرمایه انسانی را از بالقوه به بالفعل، و از بالفعل به زاینده تبدیل میکند.
سومین ابزار، کار جمعی است؛ مهارتهای فردی اگر در شبکه و کار تیمی به هم گره نخورند، انرژیهایی پراکنده میمانند. کار جمعی، ضرب مهارتهاست، نه جمع آنها. در مازندران، کنسرسیوم مهارت با مشارکت صنایع تشکیل شده و مراکز کاریابی در مراکز فنی و حرفهای مستقر شدهاند تا آموزش، اشتغال و نیاز بازار در یک زنجیره جمعی به هم متصل شوند. توسعه، ورزش تیمی است؛ کارگاه، صنعت، دانشگاه، دولت و جامعه باید همصدا شوند. آنجا که کار جمعی هست، مهارتها همافزا میشوند و سرمایه اجتماعی شکل میگیرد.
چهارمین ابزار، رقابت است؛ رقابت سالم، موتور نوآوری، کیفیت و بهرهوری است. اما رقابت بدون مهارت، فرسایش میآورد؛ بدون شبکه، انزوا؛ و بدون کار جمعی، ناپایداری. مازندران با شناسایی ۵۶۰ فرصت سرمایهگذاری به ارزش بیش از ۳۵۰۰ میلیون یورو، عرصه رقابت را در سطح ملی و بینالمللی گشوده است. اما رقابت پایدار در این عرصه، تنها با سلاح مهارت، استاندارد، خلاقیت و اخلاق حرفهای ممکن است.
این چهار ابزار، حلقههای یک زنجیرند: شبکه، مهارت را جاری میکند؛ مهارت، کار جمعی را توانمند میسازد؛ کار جمعی، رقابت را پایدار میکند؛ و رقابت، شبکه و مهارت را به توسعه استانی و ملی گره میزند. اما در مرکز این زنجیر، مهارت ایستاده است. استان ما با تکیه بر ظرفیتهای بینظیر کشاورزی، گردشگری، صنعت و اقتصاد دریامحور، و با تکیه بر نیروی انسانی جوان و مستعد، میتواند الگویی ملی برای توسعه مبتنی بر مهارت باشد. هر کلاس مهارت در مازندران، یک کارگاه آینده است؛ هر استادکار، یک معمار توسعه؛ و هر کارآموز، یک سرمایه ملی. اگر مهارت را مبنا بگیریم، مازندران نهتنها جایگاه هفتم تولید ناخالص ملی خود را تثبیت میکند، بلکه به قطب توسعه کشور تبدیل خواهد شد. راه توسعه از مهارت میگذرد؛ و مازندران، با تکیه بر این چهار ابزار، میتواند این مسیر را پیشگامانه بپیماید.
